واژه «ضعیفالمزاج» در زبان فارسی و متون طب سنتی به فردی اشاره دارد که از نظر ساختار طبیعی بدن و میزان تعادل درونی، در وضعیت کمقوتتری قرار دارد و توانایی بدن او برای هماهنگ شدن با تغییرات محیطی کمتر است، به همین دلیل نسبت به عوامل بیرونی مانند سرما، گرما یا فشارهای جسمی و روحی واکنش سریعتر و شدیدتری از خود نشان میدهد. این اصطلاح معمولاً برای توصیف افرادی به کار میرود که از نظر جسمی یا حتی روحی، انرژی و مقاومت کمتری نسبت به شرایط عادی دارند و زودتر دچار خستگی یا ناراحتی میشوند. در دیدگاه طب سنتی، ضعف مزاج به معنای عدم تعادل در ترکیب عناصر اصلی بدن است که میتواند باعث کاهش قدرت هضم، ضعف سیستم ایمنی یا حساسیت بیشتر بدن شود. افراد ضعیفالمزاج ممکن است در برابر سرما، گرما، استرس یا بیماریها آسیبپذیرتر باشند و بدن آنها دیرتر به حالت طبیعی بازگردد. این واژه همچنین گاهی در معنای گستردهتر برای اشاره به روحیه حساس و زودرنج نیز به کار میرود، بهگونهای که فرد در برابر مسائل روانی و عاطفی نیز واکنش شدیدتری نشان میدهد. در متون قدیمی پزشکی، ضعف مزاج یکی از حالتهایی دانسته میشود که نیاز به مراقبت بیشتر در تغذیه، استراحت و سبک زندگی دارد تا تعادل بدن تقویت شود. از نظر مفهومی، ضعیفالمزاج بودن به معنای ناتوانی کامل نیست، بلکه نشاندهنده حساسیت بیشتر و نیاز به مراقبت و توجه ویژه برای حفظ سلامت است. در برخی کاربردهای ادبی نیز این واژه برای توصیف لطافت یا شکنندگی طبع انسان به صورت استعاری استفاده میشود. به طور کلی، ضعیفالمزاج فردی است که سیستم بدنی یا روحی او نسبت به شرایط بیرونی ثبات کمتری دارد و سریعتر تحت تأثیر قرار میگیرد.
ضعیف المزاج
فرهنگ عمید
آن که مزاجش ضعیف است و زود بیمار می شود.
فرهنگ فارسی
آنکه مزاجی ضعیف دارد و زود به بیماری مبتلی گردد.