ضروریه مطلقه با وجودیه لا دائمه شکل چهارم
«ضروریه مطلقه با وجودیه لا دائمه شکل چهارم» اصطلاحی در منطق است و به یکی از حالتهای قیاس در «شکل چهارم» اشاره دارد. این ترکیب در واقع نوعی «قیاس مختلط» است؛ یعنی قیاسی که در آن مقدمهها از قضایای موجهه (دارای جهت و ضرورت یا امکان) تشکیل شدهاند. در این ساختار، صغرای قیاس یک قضیه «ضروریه مطلقه» است، به این معنا که محمول به طور ضروری و بدون قید زمانی برای موضوع ثابت است. در مقابل، کبرای قیاس «وجودیه لا دائمه» است؛ یعنی قضیهای که وقوع آن را در برخی زمانها بیان میکند، اما دائمی و همیشگی نیست. وقتی این دو نوع قضیه در شکل چهارم با هم ترکیب شوند، نتیجهای با جهت «مطلقه عامه» به دست میآید. شکل چهارم یکی از اشکال چهارگانه قیاس در منطق ارسطویی است که بر اساس جایگاه حد وسط تنظیم میشود. در این نوع قیاس، ترتیب حدّ اکبر و اصغر به گونهای خاص قرار میگیرد که شرایط انتاج باید رعایت شود. هدف از این ترکیب، رسیدن به نتیجهای منطقی و معتبر با توجه به نوع قضایای بهکاررفته است. نمونهای که برای توضیح آن آورده میشود، درباره نسبت «انسان» و «سنگ» است تا نشان دهد چگونه از مقدمات ضروری و وجودی، نتیجه کلی حاصل میشود. بنابراین این اصطلاح بیانگر یک ساختار دقیق منطقی در مبحث قیاسهای موجهه و قواعد استنتاج در منطق است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ضروریه مطلقه با وجودیه لا دائمه شکل چهارم، یکی از ضروب منتج قیاس مختلط در شکل چهارم است.
«قیاس مختلط»، قیاسی است که صغرا و کبرای آن از قضایای موجهه ترکیب یافته باشد. یکی از ضروب منتج قیاس مختلط در شکل چهارم عبارت است از: اختلاط قضیه ضروریه مطلقه (صغرا) با وجودیه لادائمه (کبرا). نتیجه چنین قیاسی از لحاظ جهت، مطلقه عامه است؛ مثال: بالضروره هیچ متنفسی سنگ نیست و هر انسانی بالضروره در یک زمانی متنفس است، نه همیشه؛ پس هیچ سنگی انسان نیست.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال المیزان.• حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.
۱. ↑ علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۱۳۷-۱۴۲.
...