ضأز

لغت نامه دهخدا

ضأز. [ ض َءْزْ ] ( ع مص ) ستم کردن. ( منتهی الارب ). جور کردن. ( منتخب اللغات ). نقصان کردن حق کسی. ( تاج المصادر ). کم کردن حق کسی. ( منتخب اللغات ). ضَأزَ فلاناً حقه؛ کم کرد حق او را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ستم کردن زیادتی کردن جور کردن نقصان کردن حق کسی کم کردن حق کسی

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز