صنیعه

مترادف‌ها

کار، عمل، فعل

متضادها

بدی، شر

فرهنگ عمید

جمع: صَنائِع] [قدیمی]
۱. هنر.
۲. کار نیکو.
۳. (صفت ) پرورش یافته.

فرهنگ فارسی

هنر، کارنیکو، احسان، پرورش یافته دست کسی
( اسم ) ۱ - هر. ۲ - کار نیکو احسان ۳ - پرورش یافته دست کسی جمع: صنایع.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران