صمول
مترادفها
کندذهن، نادان، خنگ، بیمغز
لغت نامه دهخدا
صمول. [ ص ُ ] ( ع مص ) سخت شدن و درشت گردیدن چیزی. ( منتهی الارب ). سخت شدن. ( مصادر زوزنی ).
کندذهن، نادان، خنگ، بیمغز
صمول. [ ص ُ ] ( ع مص ) سخت شدن و درشت گردیدن چیزی. ( منتهی الارب ). سخت شدن. ( مصادر زوزنی ).