صفاحه
مترادفها
صفحه، ورق، سطح، رویه
متضادها
عمق
لغت نامه دهخدا
( صفاحة ) صفاحة. [ ص ُف ْ فا ح َ ] ( ع ص، اِ ) واحد صفاح است. ( منتهی الارب ). رجوع به صفاح شود.
صفحه، ورق، سطح، رویه
عمق
( صفاحة ) صفاحة. [ ص ُف ْ فا ح َ ] ( ع ص، اِ ) واحد صفاح است. ( منتهی الارب ). رجوع به صفاح شود.