صرفنده تصویر معنی صرفنده متضادها پیچیده، دشوار، پرزرق و برق، مرکب لغت نامه دهخدا ( صرفندة ) صرفندة. [ ص َ ف َ دَ ] ( اِخ ) قریه ای است از قرای صور از سواحل بحر شام. ( معجم البلدان ). کلمات مرتبط قرادد فرجیا اتشند فغاندیز اسفیداسنج بسینه ادرنکه