صدر قزوینی

لغت نامه دهخدا

صدر قزوینی. [ص َ رِ ق َ ] ( اِخ ) میرزا محمدحسین بن میرزا فضل اﷲ. هدایت در مجمعالفصحا آرد که پدر او معلم شاهزاده نایب السلطنه و خود وی روزگاری نزد او معزز و مکرم میزیست.در آن اوقات مأموریت فارس یافت و فرمانفرمای آن ایالت حسینعلی میزرا از وی احترامی شایان کرد و نویسد که من ( هدایت ) در آن اوان بدو اخلاصی حاصل کردم. وی بعهد محمدشاه در دیوانخانه عدالت صدر دیوان بود سپس از جانب ناصرالدین شاه بسفارت دولت روسیه مأموریت یافت. پس از مراجعت صدر وظایف و مستمریات ممالک محروسه گشت و کنون دو سال است که متولی باشی حضرت علی بن موسی الرضا است، و در کمال و فضل معروف و مشهور میباشد.گاهی بنظم قصیده و غزل پرداخته که از آنجمله است:
بی تاب شود خاطر از آن سنبل پرتاب
بی خواب بود دیده از آن نرگس پرخواب
قصاب بود چشم تو در کشتن عشاق
مژگان دراز تو بود خنجر قصاب
عناب لبت قوت دل و قوت جانست
در حسرت آن دلشده برگونه عناب
بیمارصفت رفته قرار دل فرار
تا دیده ام آن جسم بلورین چو سیماب.( از مجمع الفصحاء ج 2 ص 333 ).

فرهنگ فارسی

میرزا محمد حسین بن میرزا فضل الله

جمله سازی با صدر قزوینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آثار مکتوب صدر قزوینی در زمینه علوم اسلامی و فلسفه، همچنان برای محققان و دانشجویان این رشته بسیار ارزشمند و قابل مطالعه است.

💡 در کتابخانه بزرگ دانشگاه، نسخه‌های خطی بسیار قدیمی و نادری از نوشته‌های صدر قزوینی برای پژوهش‌های تخصصی نگهداری و محافظت می‌شود.

💡 بسیاری از مفسران معاصر، نظرات و دیدگاه‌های مطرح شده توسط صدر قزوینی را مبنای بسیاری از مباحث کلامی خود قرار می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران