لغت نامه دهخدا
صباخ. [ص ِ ] ( ع ص ) ج ِ صَبَخَة. رجوع به صبخة و سبخة شود.
صباخ. [ ص َب ْ با ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان یمن است که در ذیل کلمه صباح مذکور افتاده لیکن در بعضی نسخ چاپی صباخ آمده است. رجوع به صباح شود.
صباخ. [ص ِ ] ( ع ص ) ج ِ صَبَخَة. رجوع به صبخة و سبخة شود.
صباخ. [ ص َب ْ با ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان یمن است که در ذیل کلمه صباح مذکور افتاده لیکن در بعضی نسخ چاپی صباخ آمده است. رجوع به صباح شود.
نام یکی از پادشاهان یمن است