لغت نامه دهخدا
شیوازبانی. [ شی زَ ] ( حامص مرکب ) فصاحت. ( المصادر زوزنی ). فصیح زبان بودن. فصیح بیان بودن. ( از یادداشت مؤلف ): التفاصح؛ شیوازبانی نمودن که نباشد. ( المصادر زوزنی ) ( دهار ). تفصح؛ شیوازبانی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ).
شیوازبانی. [ شی زَ ] ( حامص مرکب ) فصاحت. ( المصادر زوزنی ). فصیح زبان بودن. فصیح بیان بودن. ( از یادداشت مؤلف ): التفاصح؛ شیوازبانی نمودن که نباشد. ( المصادر زوزنی ) ( دهار ). تفصح؛ شیوازبانی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ).