لغت نامه دهخدا
شیمشیر. ( اِ ) شمشیر. گونه ای از گوشوارک، و این نام در ارسباران بدین درخت دهند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمشیر و گوشوارک شود.
شیمشیر. ( اِ ) شمشیر. گونه ای از گوشوارک، و این نام در ارسباران بدین درخت دهند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمشیر و گوشوارک شود.
۱ - حربه آهنین و فولادین که دارای سینه ای بلند و منحنی و دمهای برنده است. ۲ - روشنایی صبح ( آفتاب ) ( قیاس کنید با تیغ ) یا شمشیر گوشتی. ( گوشتین ) زبان. یا شمشیر حواله ( فرق ) کسی کردن. شمیر بر ( سر ) او زدن. ۳ - درختچه ای است از تیره شمشیریان جزو رده دو لپه ییهای جدا گلبرگ که در جنگلهای شمال ایران فراوانست شیمشیر تقیه الراهب شجره الفهم. ۴ - هل.