شگوار
مترادفها
شایسته، مناسب، برازنده، عالی
متضادها
نازیبا، بدشکل
لغت نامه دهخدا
شگوار. [ ش ُ ] ( ص مرکب ) حزین. اندوهگین. ماتمزده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حزین و اندوهگین و ماتمزده
شایسته، مناسب، برازنده، عالی
نازیبا، بدشکل
شگوار. [ ش ُ ] ( ص مرکب ) حزین. اندوهگین. ماتمزده. ( ناظم الاطباء ).
حزین و اندوهگین و ماتمزده