شکرفنده

لغت نامه دهخدا

شکرفنده. [ ش ِ / ش َ ک َ ف َ دَ / دِ ] ( نف ) لغزنده و به سردرآینده.( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). لغزیدن و بسر درآمدن اسب، در برهان آورده و شکرفیدن را مصدر آن شمرده، هردو بدین معنی خطاست، اصل شکوخ و شکوخیدن است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به شکوخیدن شود. || اسبی که سکندری خورد. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ).

فرهنگ معین

(ش کَ فَ دَ یا دِ ) (ص فا. ) ۱ - لغزنده. ۲ - اسبی که زیاد سکندری می خورد.

فرهنگ عمید

ویژگی اسبی که زیاد سکندری می خورد، به سردرآینده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - لغزنده بسر در آینده. ۲ - اسب سکندری خور.

ویکی واژه

لغزنده.
اسبی که زیاد سکندری می‌خورد.

همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز