واژه شوکک در متون قدیمی فارسی به معنای شنگرک است و گاهی با نام بادریسه نیز شناخته میشود. در برخی منابع، از جمله فرهنگ رشیدی، شوکک را معادل شنگرک یا بادریسه ذکر کردهاند و این واژه در فرهنگ جهانگیری نیز به صورتهای بادریسه دوک و شولک آمده است و باز هم شنگرک نامیده میشود. ناظم الاطباء نیز این واژه را با عنوان شوکل یا بادریسه دوک یاد کرده و توضیح داده است که برای اطلاعات بیشتر میتوان به شنگرک مراجعه کرد. بادریسه دوک یا شوکک در واقع چوب یا چرمی مدور است که در گلوی دوک محکم میشود و نقش مهمی در کارکرد درست دوک و نخریسی دارد. این وسیله در زمانهای قدیم جزو ابزارهای اساسی نساجی و ریسندگی بوده و بدون آن، عملیات ریسندگی با دوک به دشواری انجام میشد. به طور کلی، شوکک یا شنگرک، عنصر کوچکی اما ضروری در دستگاه دوک به شمار میرود که ثبات و کارآمدی نخریسی را تضمین میکند.
شوکک
لغت نامه دهخدا
شوکک. [ ک َ ] ( اِ ) شنگرک، یعنی بادریسه. ( فرهنگ رشیدی ). بادریسه دوک و شولک نیز آمده وآن را شنگرک نیز خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). شوکل. بادریسه دوک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شنگرک شود.