شوربه
مترادفها
سوپ، آش
لغت نامه دهخدا
( شوربة ) شوربة. [ ش َ رَ ب َ ] ( معرب، اِ مرکب ) حساء. معرب است. ( از نشوءاللغة ص 96 ). خورشی آبدار که با برنج و عدس یا سبزی با گوشت یا بی گوشت طبخ شود و معرب است. ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
حسائ معرب است خورشی آبدار که با برنج و عدس یا سبزی با گوشت یا بی گوشت طبخ شود.
جمله سازی با شوربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روزهای بسیار سرد و بارانی زمستان، هیچ چیز مانند نوشیدن یک کاسه شوربه گرم و خوشطعم که با سبزیجات تازه تهیه شده باشد، آرامبخش نیست.
💡 مادر با مهارت تمام، مواد اولیه را خرد کرد و سپس شروع به پختن یک شوربه غلیظ و مقوی کرد تا برای ناهار خانواده آماده باشد.
💡 سرآشپز رستوران با اضافه کردن ادویههای مخصوص و روغن زیتون تازه، طعم شوربه را به شکلی بینظیر و متفاوت از بقیه رستورانها ارتقا داد.