کوراب
لغت نامه دهخدا
کوراب. ( اِ مرکب ) سراب را گفته اند و آن شوره زمینی باشد در صحرا که از دور به آب ماند و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است. ( برهان ). بمعنی سراب یعنی زمین شوره که از دور آب نماید و چنان نباشد. ( آنندراج ). زمین شوره که از دور آب نماید. سراب. ( فرهنگ فارسی معین ). آل. ( مهذب الاسماء ). خیدع. ( منتهی الارب ). یلمع. ( ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ). گوراب. ( برهان ). کور. ( برهان ): سراب؛ کوراب و آن در نیمروز بینند. ( ترجمان القرآن ): احزال الجبل؛ بلند شد کوه بر کوراب. ( منتهی الارب ). اخفق السراب؛ جنبید کوراب و طپید. ( منتهی الارب ). و رجوع به گوراب و کور شود. || آبی همیشه جاری و سخت کم. آب جاری بسیار قلیل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( ص مرکب ) کسی را گویند که بسیار تشنه باشد و آب اندک خورد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اِمر. ) سراب، شوره زار.
فرهنگ عمید
سراب، شوره زار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که بسیار تشنه باشد و آب اندک خورد.
ویکی واژه
سراب، شوره زار.
جمله سازی با کوراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی زشترو بود کوراب نام نشسته ابر کرسی لعل فام
💡 برآشفت کوراب با سام یل بغرید بر سام همچون اجل
💡 برای یک کشور کوچک، آلبانی کوه و تپههای زیادی دارد که در سراسر طول و عرض کشور در جهتهای مختلف کشیده شدهاند. گستردهترین رشتهکوهها عبارتند از: کوههای آلبانی در شمال، کوههای کوراب در شرق، کوههای پیندوس در جنوب شرق، کوههای سرائونی در جنوب غربی و کوههای اسکندربیگ در مرکز. بلندترین نقطه آلبانی کوه کوراب با ارتفاع ۲٬۷۶۴ است.
💡 زرد شد خیری و مؤبد باد صبح و ویس گل باغ شد کوراب و رامین بلبل و گل نسترن