کولاب

کولاب

واژه «کولاب» به محلی گفته می‌شود که آب در آن جمع شده و برای مدتی در حالت ایستا یا کم‌تحرک باقی مانده باشد؛ از این رو این واژه در زبان فارسی برای اشاره به آبگیر، استخر، تالاب، مرداب و هرگونه گودال یا پهنه‌ای که آب در آن انباشته شده است به کار می‌رود. کولاب معمولاً به ناحیه‌ای گفته می‌شود که آب در آن جریان تند و پیوسته ندارد و به صورت راکد یا آرام دیده می‌شود. در گذشته این واژه برای توصیف آبگیرهای طبیعی یا مصنوعی که محل ذخیره و تجمع آب بودند نیز کاربرد فراوان داشته است. در برخی متون، این کلمه به مرداب یا برکه‌ای گفته می‌شود که آب در آن گرد آمده و در یک محدوده مشخص باقی مانده باشد. همچنین این واژه گاه برای توصیف بخش‌هایی از نواحی ساحلی به کار می‌رود که به وسیله موانع طبیعی از آب‌های گسترده‌تر جدا شده‌اند و پهنه‌ای کم‌عمق از آب را تشکیل می‌دهند. در ادبیات و متون کهن فارسی، کولاب تصویری از مکانی آرام و آبگیر را در ذهن ایجاد می‌کند که آب در آن سکون یافته و انباشته شده است. این واژه علاوه بر معنای اصلی خود، در برخی کاربردهای قدیمی به موجی بزرگ و عظیم نیز اطلاق شده است، هرچند این معنا امروزه کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. از نظر معنایی، کولاب با واژه‌هایی مانند آبگیر، برکه، استخر، تالاب و مرداب ارتباط نزدیکی دارد و همگی به نوعی محل تجمع آب را نشان می‌دهند. به طور کلی، این کلمه به پهنه‌ای از آب ایستا یا کم‌تحرک گفته می‌شود که به صورت طبیعی یا مصنوعی شکل گرفته و محل گرد آمدن و ماندگاری آب است.

لغت نامه دهخدا

کولاب. ( اِ مرکب ) استخر و تالاب را گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). به معنی آبگیر و استخر و تالاب که آب ایستاده باشد زیرا که کول، گوی را گویند که در آن آب جمع آید و بایستد و آن را کیلو نیز گویند. ( انجمن آرا ): باقعة؛ مرغ برحذر که از ترس آنکه شکار گردد بر آبشخور فرودنیاید و از کولابها آب خورد. ( منتهی الارب ). جَلس؛ کولاب در دشت. ( منتهی الارب ). || موجه عظیم را نیز گفته اند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به کولاک شود.
کولاب. ( اِخ ) نام ولایتی است از مضافات بدخشان که آن را ختلان گویند. ( برهان چ کلکته ص 619 ). نام ولایتی از ملک بدخشان که ختلان نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف کولان شهرکی پاکیزه در حدود ترک از ناحیتی به ماوراءالنهر. ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به کولان شود.
کولاب. ( اِخ ) نام شهری و مدینه ای هم بوده است. ( برهان چ کلکته ص 619 ). نام شهری. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف کولان است. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به ماده قبل و کولان شود.

فرهنگ معین

(اِمر. ) آبگیر، استخر.

فرهنگ عمید

۱. آبگیر، تالاب، استخر.
۲. مرداب، کول.

فرهنگ فارسی

آبگیر، تالاب، استخر، کول نیزگفته شده
( اسم ) آبگیر استخر تالاب.

فرهنگستان زبان و ادب

{lagoon} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پیکرۀ آبی که با آبسنگ های مرجانی یا تل ماسه ها از پیکرۀ آبی بزرگ تر جدا شده باشد

دانشنامه عمومی

کولاب ششمین شهر بزرگ در کشور تاجیکستان است.
شهر کولاب، واقع در جنوب تاجیکستان، با حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت، در زمان آغاز جنگ داخلی و دوران استقلال این کشور نقش مهمی داشته است. اکنون بخش عمده ای از مقام های تاجیکستان از این منطقه برخاسته اند. کولاب زادگاه امام علی رحمان، رئیس جمهوری کنونی تاجیکستان نیز هست.
کولاب یکی از قدیمی ترین شهرهای تاجیکستان است که در استان خَتلان قرار دارد. پیشینه این شهر به ۲۷۰۰ سال می رسد. باستان شناسان در این شهر قلعه ای یافته اند که قلعه کولاب نام دارد. این قلعه مربوط به زمان هخامنشیان ( سده ۴ پیش از میلاد )، زمان یونان غربی و دولت داری کوشانیان می باشد.
شهر کولاب در قدیم کُتّل نام داشت و زمان درازی مقر حکومتی ساسانیان بود و زبان پارسی میانه در آن رواج داشت. به این خاطر، با ورود اسلام و پس از آمدن زبان فارسی نو به منطقه، مردم کولاب سریع تر از دیگر نقاط پیرامونی، فارسی زبان شدند.
این شهر تا سال ۱۷۵۰ خَتلان نامیده می شد و پس از آن کولاب نام گرفت[ نیازمند منبع]. شوروی ها در سال ۱۹۲۱ بر این شهر دست یافتند و پس از آن صنایعی در آن مستقر شد.
• میر سید علی همدانی
• دژ هلبک
• آرامگاه میر سید علی همدانی
• همدان، ایران
کولاب (جغرافیا). کولاب یا لاگون ( به انگلیسی: Lagoon ) پهنهٔ آبی نسبتاً کم ژرفا با آب شور یا نیمه شور است که به واسطهٔ حائلی طبیعی، چو دیواره ای شنی، یا جزایر سدمانند یا صخره های دریایی، از پهنهٔ آبی بزرگ تری، چون دریا، جدا افتاده باشد. استخرهای تثبیت معمولاً به دو دستهٔ ساحلی و مرجانی تقسیم می شوند. طبقه بندی استخرهای تثبیت ساحلی و مصب ها گاه با یکدیگر همپوشانی دارد.
کولاب را در فارسی تالاب داخلی، خفت آب، دریاچهٔ مرجانی، تالاب، ایستاب، مرداب نیز گفته اند.

دانشنامه آزاد فارسی

کولاب (lagoon)
بخشی از آب ساحلیِ شور و کم عمق، که معمولاً به دریا راه ندارد. معمولاً برای توصیف منطقه ای از دریای کم عمق به کار می رود که با آبسنگهای مرجانی یا جزایر سدّی جدا شده است.

ویکی واژه

آبگیر، استخر.

کولاب
کولاب

جمله سازی با کولاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرزو عیسی در ۱۴ اکتبر ۱۹۷۶ در شهر کولاب به دنیا آمد و در قرغان‌تپه بزرگ شد. در چهارسالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و هر یکی خانواده‌ای نو برپا کردند. او فارغ‌التحصیل دانشکدهٔ روزنامه‌نگاری دانشگاه دولتی فرهنگ و صنعت تاجیکستان در سال ۲۰۱۳ می‌باشد.

💡 جزیره آندروت نزدیکترین جزیره از تمام جزایر در گروه به سرزمین اصلی است. و همچنین بزرگترین جزیره است. این جزیره حدوداً در فاصله ۱۹۸ کیلومتری (۱۲۳ مایل) از کالیکوت و ۲۹۳ کیلومتری (۱۸۲ مایل) از کوچی قرار گرفته‌است. مساحت این جزیره ۴٫۹۸ کیلومتر مربع (۱٫۹۲ مایل مربع) و تنها جزیره این گروه است که جهت گیری غربی-شرقی دارد. مساحت این کولاب ۶٫۶ کیلومتر مربع (۲٫۵ مایل مربع) است.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز