لغت نامه دهخدا
شهرخ زدن. [ ش َ رُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف شاهرخ زدن. اصطلاحی است در بازی شطرنج:
مبارک بُوَد فال فرخ زدن
نه بر رخ زدن بلکه شهرخ زدن.نظامی.بنطع کینه بر چون پی فشردی
درافکن پیل و شهرخ زن که بردی.نظامی.
شهرخ زدن. [ ش َ رُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف شاهرخ زدن. اصطلاحی است در بازی شطرنج:
مبارک بُوَد فال فرخ زدن
نه بر رخ زدن بلکه شهرخ زدن.نظامی.بنطع کینه بر چون پی فشردی
درافکن پیل و شهرخ زن که بردی.نظامی.
مخفف شاهرخ زدن اصطلاحی است در بازی شطرنج.