شنوگر
مترادفها
گیرنده، دریافتکننده، حسگر
متضادها
گوینده، فرستنده
لغت نامه دهخدا
شنوگر.[ ش ِ ن َ / نُو گ َ ] ( ص مرکب ) شناگر. ماهر در شنا.
- امثال:
آب نمی بیند وگرنه شنوگر قابلی است.
جمله سازی با شنوگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سیستمهای صوتی پیشرفته، شنوگر وظیفه تبدیل امواج صوتی موجود در هوا را به سیگنالهای الکتریکی قابل پردازش برای دستگاههای دیگر بر عهده دارد.
💡 کیفیت عملکرد یک شنوگر میتواند تأثیر مستقیمی بر دقت ضبط صدا و کیفیت نهایی خروجی در دستگاههای مهندسی صدا و ارتباطات داشته باشد.
💡 برای تبدیل انرژی مکانیکی صدا به انرژی الکتریکی، از یک شنوگر بسیار حساس که در ساختار میکروفونها قرار دارد، استفاده میشود.