لغت نامه دهخدا
نشنیدنی. [ ن َ ش ِ دَ / ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) چیزی که قابل و لایق شنیدن نباشد. ( ناظم الاطباء ). مقابل شنیدنی.
نشنیدنی. [ ن َ ش ِ دَ / ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) چیزی که قابل و لایق شنیدن نباشد. ( ناظم الاطباء ). مقابل شنیدنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کم نیست که نشنیدنی از کس نشنیده است بسیار سزد شکر خداوند اصم را
💡 دل ندادی بیش از این افسانه ام نشنیدنی است خواب راحت یادم از غوغای محشر می دهد
💡 هیچ کافر را الهی یار هر جایی مباد! سرگذشت بلبلان این چمن نشنیدنی است
💡 در گوش ز فریاد جرس پنبه گذاریم نشنیدنی از همسفران بس که شنیدیم
💡 دماغ درد دل نشنیدنی زان غمزه میخواهم که از وی درد دلها دارم و آنگه بجا دارم