شنجودن

واژه «شنجودن» در زبان فارسی کهن به معنای آسیب رساندن، رنجانیدن، مجروح کردن و ایجاد خراش یا زخم بر بدن یا عضو کسی به کار می‌رفته است و بیانگر عملی است که در آن نوعی صدمه جسمی به فرد وارد می‌شود. این واژه بیشتر در متون قدیمی و لغوی دیده می‌شود و مفهوم آن به ایجاد درد و جراحت از طریق ضربه، برخورد یا هرگونه عمل آسیب‌زا اشاره دارد. شنجودن تنها به زخم سطحی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند شامل هر نوع آسیب جسمی باشد که موجب آزردگی یا جراحت در بدن گردد. در کاربردهای ادبی، این واژه گاهی برای بیان رنجاندن و آزار دادن نیز به صورت استعاری به کار رفته است تا شدت آسیب روحی یا جسمی را نشان دهد. از نظر معنایی، شنجودن با واژه‌هایی مانند زخم کردن، مجروح ساختن، خراشیدن و آزار رساندن ارتباط نزدیک دارد. این واژه نشان‌دهنده عملی است که نتیجه آن ایجاد درد و صدمه در موجود زنده است و معمولاً بار معنایی منفی دارد. شنجودن در متون لغوی به عنوان فعلی برای بیان وارد کردن آسیب بدنی به کار رفته و در گفتار امروزی کاربرد رایج ندارد. این واژه بیشتر در منابع کهن و فرهنگ‌های لغت دیده می‌شود و امروزه جای خود را به واژه‌های ساده‌تر و رایج‌تر داده است. بنابراین، این کلمه به معنای رنجانیدن، زخمی کردن و ایجاد آسیب جسمی یا خراش در بدن دیگری است که در زبان فارسی کهن برای بیان عمل آسیب‌رسانی به کار می‌رفته است.

لغت نامه دهخدا

شنجودن. [ ش َ دَ ] ( مص ) رنجانیدن و مجروح ساختن و خراشیدن. ( آنندراج ). زخم کردن و مجروح ساختن و خراشیدن. ( ناظم الاطباء ). ( شاید دگرگون شده شخودن باشد ).