لغت نامه دهخدا
( شرنقة ) شرنقة. [ ش َن َ ق َ ] ( ع مص ) بریدن و پاره کردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
( شرنقة ) شرنقة. [ ش َن َ ق َ ] ( ع مص ) بریدن و پاره کردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
بریدن و پاره کردن چیزی را