شذوات
مترادفها
تکهها، قطعات، پارهها
متضادها
یکپارچگی، کمال
لغت نامه دهخدا
شذوات. [ ش َ ذَ ] ( ع اِ ) ج ِ شذاة در تمام معانی آن. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع شود به شذاة.
تکهها، قطعات، پارهها
یکپارچگی، کمال
شذوات. [ ش َ ذَ ] ( ع اِ ) ج ِ شذاة در تمام معانی آن. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع شود به شذاة.