شظیات
مترادفها
تکهها، قطعات، پارهها، ریزهها
لغت نامه دهخدا
شظیات. [ ش َ ظی یا ] ( ع اِ ) ج ِ شَظیَة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شظیة شود.
تکهها، قطعات، پارهها، ریزهها
شظیات. [ ش َ ظی یا ] ( ع اِ ) ج ِ شَظیَة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شظیة شود.