شدء تصویر معنی شدء مترادفها شدت، نیرو، قدرت لغت نامه دهخدا شدء. [ ش َدْءْ ] ( ع مص ) راندن شتران را. || خواندن یا سرائیدن شعر را. || آموختن و حاصل کردن بعضی علم ادب را. ( از منتهی الارب ). کلمات مرتبط حزء اذاده شمص اکراع امجاد زوح اعارت