شاصی

مترادف‌ها

شاسی، بدنه

لغت نامه دهخدا

شاصی. ( ع ص ) اسم فاعل ازشُصُوّ. ( اقرب الموارد ). مرد پای دروا شده. ( منتهی الارب ). و فی المثل: «اذا ارجحن شاصیاً فارفع یداً»؛ ای اذا سقط و رفع رجلیه فاکفف عنه. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران