شاد گردانیدن
در زبان فارسی، ترکیب مصدری شاد گَردانیدن از لحاظ دستوری و معنایی جایگاه ویژهای دارد. این مصدر مرکب، از پیوند صفت شاد و فعل سازی گردانیدن پدید آمده و بهصورت کاملکنندهٔ مفهوم عمل میکند. در متون کهن و ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه برای بیان اقدام و عملی که به ایجاد حالت شادی و خرسندی در دیگری میانجامد، بهکار رفته است. ساختار این واژه نمایانگر ظرافت و توانایی زبان فارسی در ساختن افعال مرکب برای انتقال مفاهیم عاطفی و روانی است.
از نظر معناشناسی، این واژه با واژههایی چون شاد ساختن، امراح و اطراب هممعناست. هرچند این مترادفها در ظاهر یکسان مینمایند، اما هر کدام بار معنایی و سبک کاربردی خاص خود را دارند. شاد ساختن بیشتر در زبان معیار و رسمی کاربرد دارد، در حالی که امراح و اطراب که ریشهای عربی دارند، بیشتر در متون ادبی و کهن دیده میشوند. بنابراین، شاد گردانیدن علاوه بر معنای اصلی، حامل بار فرهنگی و تاریخی زبان فارسی نیز هست و غنای آن را در بیان حالات درونی نشان میدهد.
در نگارش امروزی، رعایت دقیق قواعد املایی و سجاوندی، از جمله استفاده از نیمفاصله در نوشتار افعال مرکب، امری ضروری است. شکل صحیح نگارشی این مصدر، شاد گردانیدن است که در آن شاد و گردانیدن با نیمفاصله به هم متصل میشوند تا یک واحد معنایی را تشکیل دهند. این دقت در نوشتار، نه تنها از خطاهای متداول جلوگیری میکند، بلکه به حفظ یکپارچگی و استانداردهای زبان نوشتاری کمک شایانی مینماید و مانست.
مترادفها
شاد کردن، خوشحال کردن، مسرت بخشیدن
متضادها
غمگین کردن، اندوهگین کردن
لغت نامه دهخدا
شاد گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) شاد ساختن. امراح. اطراب.
فرهنگ فارسی
شاد ساختن امراح
جمله سازی با شاد گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی این جشنواره فرهنگی، شاد گردانیدن دل مردم و فراهم کردن فضایی برای تفریح و شادی در میان خانوادهها و کودکان پس از روزهای سخت بود.
💡 او با نواختن موسیقیهای شاد و اجرای نمایشهای کمدی، تلاش میکرد تا محیط را برای مهمانان شاد گردانیدن و از خستگی آنها بکاهد.
💡 ماموران خیریه با برگزاری جشنهای کوچک در محلههای فقیرنشین، همواره سعی در شاد گردانیدن کودکان و ایجاد لبخند بر لبان آنها داشتند.