در لغت عربی، مصدر سیع به معنای رفتن و جریان یافتن آب یا شراب به هر سو است. این واژه بیانکنندهی حرکت سیال و گستردهای است که در مسیری معین محدود نمیشود، بلکه به جهات مختلف پراکنده میگردد. این مفهوم اغلب برای توصیف روان شدن مایعات و انتشار آنها در سطحی وسیع به کار میرود. همچنین، این واژه در کاربرد دیگری به معنای بر سر خود گذاشته شدن آمده است؛ چنانکه در عبارت ساعت الابل اشاره دارد به شترانی که بدون کنترل و مراقبت رها شدهاند و به هر سو میروند. این استعاره نشاندهندهی وضعیتی است که در آن نظم و هدایت پیشین از بین رفته و آشفتگی و بیرهبری جایگزین آن شده است. به عنوان اسم نیز، سیع به آب روانی اطلاق میشود که به هر جهت جاری باشد. این اصطلاح بر پدیدهای طبیعی دلالت دارد که در آن آب بهصورت آزاد و بدون مسیر مشخصی حرکت میکند و نمایانگرِ نیرویی سیال و گسترده است که میتواند نماد برکت، فراوانی یا حتی هرجومرج باشد، بسته به بافتار و مفهومی که در آن استفاده میشود.
سیع
لغت نامه دهخدا
سیع. [ س َ ] ( ع مص ) رفتن آب و شراب بهر سوی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || بر سر خود گذاشته شدن. ( منتهی الارب ): ساعت الابل؛ برسر خود گذاشته شدند آن شتران. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) آب روان بهر سوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رفتن آب و شراب بهر سوی یا بر سر خود گذاشته شدن.