سرصحرا
مترادفها
بیابان، صحرا
لغت نامه دهخدا
سرصحرا. [ س َ ص َ] ( اِخ ) دهی از بخش دهدز شهرستان اهواز. دارای 109 تن سکنه است. آب آن از چاه و قنات. محصول آن غلات، لبنیات و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
ده از بخش دهدز شهرستان اهواز
دانشنامه عمومی
سرصحرا، روستایی از توابع بخش دهدز شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است این رو در فصل زمستان بدلیل بارش برف زیاد مسدود میشود و تردد بصورت خیلی سخت انجام میگرد. ابولفضل احمدی مدیریت روستا را بر عهده دارد مشاهیر=دکترعلیرضا احمدی دکتر محمد مهدی احمدی حسام بیدکانی و...
این روستا در دهستان دنباله رود شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۸۳ نفر ( ۲۳خانوار ) بوده است.
جمله سازی با سرصحرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیم امداد و نجات پس از ساعتها جستجو در شرایط دشوار سرصحرا، موفق شد گروه گمشده را در نزدیکی یک چشمه پیدا کند.
💡 زندگی در شرایط سخت سرصحرا و دور از تمدن، نیازمند مهارتهای بسیار بالا در زمینه بقا و شناخت دقیق طبیعت است.
💡 آن گروه از ماجراجویان با تجهیزات کامل برای یک سفر هیجانانگیز به اعماق مناطق سرصحرا و بکر آماده شده بودند.