ستیزگی
مترادفها
جنگ، ستیز، کشمکش، نزاع، درگیری، مبارزه
متضادها
صلح، آشتی، دوستی
لغت نامه دهخدا
ستیزگی. [ س ِ زَ / زِ ] ( حامص )لجاجت و خصومت و منازعه و مناقشه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
لجاجت و خصومت و منازعه و مناقشه.
فرهنگستان زبان و ادب
{belligerency} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیت جنگ یا تعارض خصمانه
ویکی واژه
وضعیت جنگ یا تعارض خصمانه.
جمله سازی با ستیزگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ستیزگی میان دو حزب سیاسی در جریان انتخابات اخیر باعث شده است که فضای عمومی کشور بسیار متشنج و پر از بحثهای بسیار تند شود.
💡 او همواره با ستیزگی و پشتکار بسیار زیاد با چالشهای پیش روی خود مبارزه میکند تا بتواند به اهداف بزرگ و ارزشمند زندگی خود برسد.
💡 ستیزگی موجود در روابط بینالمللی کنونی نیازمند دیپلماسی هوشمندانه و مذاکرات جدی برای جلوگیری از بروز هرگونه درگیری نظامی و بحرانهای گسترده جهانی است.