سبزغطا
لغت نامه دهخدا
سبزغطا. [ س َ غ ِ] ( ص مرکب ) ظاهراً کنایه از آسمان است:
ای یک تنه صد لشکر جرار چو خورشید
کآرایش این دائره سبزغطائی.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 446 ).
فرهنگ فارسی
ظاهرا کنایه از آسمانست
جمله سازی با سبزغطا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن دشت وسیع و سبزغطا با پوشش گیاهی انبوه خود، منظرهای بینظیر و خیرهکننده را برای گردشگران و طبیعتگردانی که از آنجا عبور میکنند، فراهم کرده است.
💡 در میان کوههای مرتفع، واحهای سبزغطا و سرسبز پنهان شده است که با صدای آب روان و آواز پرندگان، آرامش را به هر بیننده و مسافری میبخشد.
💡 شاعر در اشعار خود از آن سرزمین سبزغطا و گلهای رنگارنگ آن یاد کرده تا زیبایی بیکران طبیعت را به خوانندگان خود به خوبی و با دقت منتقل کند.