ساز امدن

مترادف‌ها

سازگار شدن، وفق آمدن، کنار آمدن، هماهنگ شدن

متضادها

ناسازگاری، اختلاف

لغت نامه دهخدا

( ساز آمدن ) ساز آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) سازگار آمدن. موافق بودن. رجوع به ترکیبات ساز شود.

فرهنگ فارسی

( ساز آمدن ) سازگار آمدن

کلمات مرتبط