عزم امدن

لغت نامه دهخدا

( عزم آمدن ) عزم آمدن. [ ع َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) عزم حاصل شدن:
چو عزم آمد آن گوهر پاک را.؟ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( عزم آمدن ) عزم حاصل شدن

جمله سازی با عزم امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت عزم آمدن کردم برت تا به‌بینم دست و پا و هم سرت

💡 شمه ای از حال امروزم اگر آگه شود پیش ننهد پا به عزم آمدن فردای من

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز