زیان اوردن

مترادف‌ها

ضرر کردن، زیان دیدن

لغت نامه دهخدا

( زیان آوردن ) زیان آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تلف کردن. خسارت دیدن. تباه کردن:
خاکپای خاک بیزان بوده ام تا گنج زر
کرده ام سود ار بهین عمری زیان آورده ام.خاقانی.بچین زلف تو چشمم ز راه دریابار
ببوی سود سفر کرد و بس زیان آورد.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).- بزیان آوردن؛ تلف کردن. تباه کردن. فاسد و خراب کردن. در هم ریختن: تا در آن شهر غله و دیگر اسباب خریدندی و به زیان آوردندی به آب و آتش و در چاه ها ریختن. ( فارسنامه ابن بلخی ص 57 ). می گفت عمر عزیز بزیان آوردم. ( کلیله و دمنه ). گفت ای خداوند آن هر دو نظامی معربدند و سبک مجلس ها را به عربده برهم شورند و بزیان آرند. ( چهارمقاله نظامی ). گفت فرامرز را ندیدم ندانم چگونه است اما بهرام منافق است و اندیشه می کنم کار بزیان آرد. ( تاریخ طبرستان ).

فرهنگ فارسی

( زیان آوردن ) تلف کردن خسارت دیدن

جمله سازی با زیان اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نوسانات شدید در بازارهای جهانی می‌تواند باعث شود که بسیاری از سرمایه‌گذاران کوچک در معاملات خود دچار ضرر شده و در نهایت دچار زیان آوردن شوند.

💡 تصمیمات عجولانه و بدون مطالعه قبلی در مدیریت پروژه‌های بزرگ، همیشه می‌تواند به سازمان زیان آوردن و اعتبار آن را در میان تمامی رقبا از بین ببرد.

💡 تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های مداوم باعث شده است که کشاورزان در بسیاری از مناطق، از طریق محصولات خود دچار زیان آوردن و مشکلات معیشتی شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران