زیادت گردیدن
مترادفها
زیاد شدن، افزون شدن، افزایش یافتن، رشد کردن
متضادها
کم شدن، کاهش یافتن، کاستن
لغت نامه دهخدا
زیادت گردیدن. [ دَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) افزون شدن. بسیار شدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) افزون کردن بسیار کردن.
زیاد شدن، افزون شدن، افزایش یافتن، رشد کردن
کم شدن، کاهش یافتن، کاستن
زیادت گردیدن. [ دَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) افزون شدن. بسیار شدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) افزون کردن بسیار کردن.