زکب

لغت نامه دهخدا

زکب. [ زَ ] ( ع مص ) انداختن زن بچه را به یک دفعه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نکاح کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || گائیدن زن خود را. ( ناظم الاطباء ). || پر نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || ( اِ ) پری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

یا نکاح کردن یا پر نمودن

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز