زقزقه

یکی از معانی کلمه «زقزقه» در متون کهن، عمل سرگین افکندن مرغ یا غذا دادن مرغ به جوجه با دهان است که در منابعی مانند «منتهی‌الارب» و «آنندراج» ذکر شده است. علاوه بر این، «زقزقه» می‌تواند به حرکت یا رقصاندن کودک توسط مادر هنگام بازی و نوازش اشاره داشته باشد و در متون ادبی به همین معنا آمده است. این واژه در معنای دیگری نیز به کار می‌رود و نشان‌دهنده خنده‌ای نرم، سبک و لطیف است که نوعی شادمانی ملایم و ظریف را بازتاب می‌دهد. همچنین در طبیعت، «زقزقه» به صدای مرغان در وقت صبح نیز گفته می‌شود؛ صدایی کوتاه، پیوسته و شاد که با آواز یا بانگ کوتاه آن‌ها همراه است. بنابراین «زقزقه» واژه‌ای چندوجهی است که می‌تواند رفتار فیزیکی، حرکت یا صدا را توصیف کند و بسته به موقعیت و متن، معنای آن متفاوت باشد.

لغت نامه دهخدا

( زقزقة ) زقزقة. [ زَ زَ ق َ ] ( ع مص ) سرگین افکندن مرغ. || خورش دادن مرغ چوزه را بدهان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || برجهانیدن کودک. ( زوزنی ) ( مجمل اللغة، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). برجهانیدن مادر کودک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رقصانیدن مادر طفل خود را. ( ناظم الاطباء ). رقصانیدن طفل را. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) خنده نرم و سبکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خنده نرم و سبک. ( ناظم الاطباء ). || بانگ مرغان وقت صبح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || لغتی است مر کلب را. ( منتهی الارب ). لغتی است مر قبیله کلب را. ( ناظم الاطباء ). یقال: زقزقة کلب؛ کانها فی سرعة کلامهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با زقزقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سپیده‌دم، زقزقه پرندگان در میان شاخ و برگ درختان باغبانی، آرامشی عمیق و دلپذیر را به تمام ساکنان این محله‌ی کوچک و آرام بخشید.

💡 صدای زقزقه گنجشک‌ها بر فراز بام خانه، یادآور صبح‌های پرنشاطی بود که در آن زمان در روستا با صدای طبیعت آغاز می‌شد.

💡 با شنیدن زقزقه مداوم پرندگان در باغ، متوجه شدم که فصل بهار با تمام زیبایی‌ها و صداهای دلنشیرش از راه رسیده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران