کلمهی «زغو» در فارسی به دو معنا به کار رفته است. نخست، به معنای گریستن کودک است و در متون قدیمی و منابع لغوی مانند منتهیالارب و ناظم الاطباء به کار رفته است. این معنا نشاندهنده صدای نوزاد یا کودک در هنگام گریه کردن و بیان نیاز یا ناراحتی اوست. دوم، در برخی منابع مانند ناظم الاطباء، «زغو» به معنای تقسیم کردن به عدالت نیز آمده است. این معنا بیشتر در زمینه اجتماعی و حقوقی کاربرد داشته و اشاره به توزیع عادلانه منابع یا اموال دارد. در ادبیات فارسی، معنای نخست یعنی گریستن کودک، رایجتر و بیشتر در شعرها و متون ادبی استفاده شده است. «زغو» با مفاهیمی مانند ناله، گریه، کودک و رنج کودک هممعنی است. این واژه نشاندهنده توجه به حالات انسانی، احساسات کودکانه و همچنین رعایت عدالت در معنای دوم است. در مکالمات روزمره کهن، «زغو» معمولاً برای توصیف صدای گریه یا ناله کودک به کار میرفته است.
زغو
لغت نامه دهخدا
زغو. [ زَغ ْوْ ] ( ع مص ) گریستن کودک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تقسیم کردن به عدالت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
گریستن کودک
جمله سازی با زغو
💡 بدشتی دو لشکر بهم چون رسید زغو غایشانگوشها بر درید