زعانف

لغت نامه دهخدا

زعانف. [ زَ ن ِ ] ( ع اِ )ج ِ زعنفة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به زعنفة شود. || پرهای ماهی. || هر جماعت که از یک اصل نباشند. || آنچه از اسافل پیراهن که جنبان باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زعانف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زعانف ماهی‌ها نقش بسیار حیاتی در حفظ تعادل و جهت‌یابی آن‌ها در زیر آب ایفا می‌کند و به حرکت دقیق آن‌ها در جریان‌های پرفشار کمک می‌نماید.

💡 در مطالعات زیست‌شناسی دریایی، تحلیل ساختار زعانف گونه‌های مختلف به دانشمندان کمک می‌کند تا روش‌های تکامل و سازگاری آن‌ها با محیط زیست را بهتر درک کنند.

💡 برخی از موجودات دریایی دارای زعانف بسیار بزرگ و قدرتمند هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد با سرعت بسیار بالا در اقیانوس‌های پهناور شنا کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران