لغت نامه دهخدا
( زبر آوردن ) زبر آوردن. [ زَ ب َ وَدَ ] ( مص مرکب ) بالا آوردن. بزرگ ساختن:
با تو به بیشی صبر در نتوان بست
زانکه به یک روزه غم شکم زبر آرد.انوری ( دیوان چ مدرس ج 2 ص 799 ).
( زبر آوردن ) زبر آوردن. [ زَ ب َ وَدَ ] ( مص مرکب ) بالا آوردن. بزرگ ساختن:
با تو به بیشی صبر در نتوان بست
زانکه به یک روزه غم شکم زبر آرد.انوری ( دیوان چ مدرس ج 2 ص 799 ).
( زبر آوردن ) بالا آوردن بزرگ ساختن