زبارج
کلمه «زبارج» واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و به معنای «زیورها و آرایشها» است. این واژه جمع «زبرج» به شمار میآید و بیشتر برای اشاره به انواع زیورآلات و چیزهای زینتی به کار میرود. زبارج میتواند شامل طلاها، جواهرات و هر نوع وسیلهای باشد که برای زیبایی و آراستن استفاده میشود. در متون ادبی و کهن فارسی، این کلمه گاهی برای بیان شکوه، تجمل و زیبایی ظاهری به کار میرود. همچنین در برخی کاربردها زبارج به طلاها و اشیای گرانبها نیز اشاره دارد.
در معنایی دیگر، این واژه گاهی برای توصیف ابرهای نازک و سرخرنگ آسمان نیز استفاده شده است. چنین کاربردی بیشتر جنبه ادبی و تصویری دارد و برای نشان دادن زیبایی آسمان در هنگام طلوع یا غروب خورشید به کار میرود. بنابراین زبارج میتواند هم به زیورآلات و طلاها اشاره داشته باشد و هم در معنای مجازی برای جلوههای زیبا و درخشان طبیعت استفاده شود. این واژه در زبان و ادبیات فارسی بیشتر در متون قدیمی و شعرها دیده میشود.
لغت نامه دهخدا
زبارج. [ زَ رِ ] ( ع اِ ) زیورها. ج ِ زبرج بمعنی زیور. || طلاها. ج ِ زبرج بمعنی طلا. || ابرهای نازک سرخ رنگ ج ِ زبرج بمعنی ابر نازک سرخ رنگ. رجوع به زبرج شود. || ج ِ زبرجد. ( اقرب الموارد ). رجوع به زبرجد شود.
فرهنگ فارسی
زیور ها طلا ها