زاهدعلی

لغت نامه دهخدا

زاهدعلی. [ هَِ ع َ ] ( اِخ ) شاعر متخلص به سخاء ولد میرزا سعدالدین لاری که سالها ضابط مالیات بنادر فارس بوده، میرزا زاهدعلی بعد از پدر بهمان خدمت مأمور گشت. بسخاوت موصوف و بلطف طبیعت و شاعری معروف بود. اگرچه در گویائی اقتداری نداشت لیکن ابیات خوب دارد. طبعش شکفته است و خیالش را طراوتی، مدتها خود و پدر و سلسله اش با این خاکسار معاشر بودند در اوان انقلاب اوضاع، از رؤسای متغلب زمان خائف شده ترک ضبط بنادر و ایالت لار نموده بهند افتاد و بعداز سالی چند دردهلی نقد حیات از کف داد. از اوست:
در شب هجر تو شرمنده احسانم کرد
دیده، ازبس گهر اشک بدامانم کرد
سرگذشت شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد.
و هم از اوست:
گردش چشم تو می در قدح هوش کند
یاد اندام تو جان در تن آغوش کند.( از تذکره حزین ).و رجوع به فهرست کتب مجلس شورای ملی ج 2 تألیف اعتصام الملک شود.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز