زار کردن
مترادفها
ناله کردن، شیون کردن، مویه کردن، گریه کردن
لغت نامه دهخدا
زار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ضعیف کردن کسی را. نژند کردن. ناتوان ساختن:
گفت رنجش چیست زخمی خورده است
گفت جوع الکلب زارش کرده است.مولوی ( مثنوی ).
فرهنگ فارسی
ضعیف کردن کسی نژند کردن ناتوان ساختن