لغت نامه دهخدا
زاده سگ. [ دَ / دِ ی ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) فرزند سگ. بچه سگ و بجای دشنام آید:
هر زمان از نفغ تو ای زاده سگ بترکم
تا شنیدم من که از من می نهی شعرو نوا.عسجدی ( دیوان چ طاهری ص 14 ).
زاده سگ. [ دَ / دِ ی ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) فرزند سگ. بچه سگ و بجای دشنام آید:
هر زمان از نفغ تو ای زاده سگ بترکم
تا شنیدم من که از من می نهی شعرو نوا.عسجدی ( دیوان چ طاهری ص 14 ).
فرزند سگ و بچه سگ