ریویدن

مترادف‌ها

جاری شدن، روان شدن

لغت نامه دهخدا

ریویدن. [ ری دَ ] ( مص ) آزاد شدن. خلاص شدن. مرخص شدن. معاف شدن. ( ناظم الاطباء ). || معزول گشتن. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران