لغت نامه دهخدا
ریصار. ( معرب، اِ ) معرب ریچار فارسی به معنی آچار. ج، رواصیر. ( یادداشت مؤلف ). آچار. ( دهار ). معرب آچار. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به آچار و ریچار شود.
ریصار. ( معرب، اِ ) معرب ریچار فارسی به معنی آچار. ج، رواصیر. ( یادداشت مؤلف ). آچار. ( دهار ). معرب آچار. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به آچار و ریچار شود.
مربا یا ترشی ای که از چند چیز درست کنند.