ریسانیدن
مترادفها
رساندن، تحویل دادن
لغت نامه دهخدا
ریسانیدن. [ دَ ] ( مص ) رشتن کنانیدن. || انگیختن و تحریک و ترغیب کردن. || سعی کردن. ( ناظم الاطباء ).
رساندن، تحویل دادن
ریسانیدن. [ دَ ] ( مص ) رشتن کنانیدن. || انگیختن و تحریک و ترغیب کردن. || سعی کردن. ( ناظم الاطباء ).