ریزناک تصویر معنی ریزناک لغت نامه دهخدا ریزناک. ( ص مرکب ) نرم وشکننده. || خرده. ریزه. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط خرد خمیر ساچمه ریزه صاچمه ریزه خرده شناس خرده نان رهجیج گزارش محتوای نامناسب