واژۀ روسختج که ریشهای معرَّب دارد، در اصل تحریفی از واژۀ فارسی «راسخت» یا «روسوخته» است. این اصطلاح در منابع مختلف به مس سوخته اشاره دارد و معادل عربی آن «نُحاس مُحرَّق» و در برخی متون قدیمیتر «حدیدالحرکوش» ذکر شده است. این ماده در فرهنگهای لغت معتبر، از جمله فرهنگ نفیسی و برهان قاطع، به عنوان اکسید مس تعریف شده است. این ماده در زبان ترکی با عنوان «راستق» نیز شناخته میشد، که نشاندهندۀ رواج این ترکیب و اهمیت آن در میان اقوام مختلف منطقه بوده است.
بر اساس گزارشهای متون سنتی، به ویژه در «برهان قاطع» و منابع محلی مانند لغت محلی شوشتر، طبیعت این ماده گرم دستهبندی شده است؛ به طوری که در برخی منابع به گرمی آن در درجۀ دوم و در منابع دیگر به گرمی آن در درجۀ سوم اشاره شده است. همچنین، اشارهای به مرغوبترین نوع آن شده است که منشأ مصری داشته و از کیفیت بالاتری برخوردار بوده است. این توصیفات نشان میدهد که منشأ جغرافیایی ماده و نحوۀ تولید آن تأثیر مستقیمی بر خواص و کیفیت آن در کاربردهای دارویی داشته است.
مادۀ «روسختج» در تاریخ پزشکی سنتی، به ویژه در طب ایرانی، جایگاه ویژهای داشته و به عنوان یکی از داروهای اصلی به کار میرفته است. از مهمترین کاربردهای ذکر شده برای این ترکیب، استعمال آن در درمان بیماریهای چشمی، بهخصوص تراخم (ورم ملتحمه مزمن)، بوده است. اشارات متعدد به این ماده در کتب مرجع پزشکی، از جمله «قانون ابوعلی سینا»، تأکیدی است بر اهمیت این ترکیب معدنی در گذشته به عنوان یک مرهم یا داروی مؤثر در چشمپزشکی که امروزه با پیشرفتهای علم شیمی و پزشکی، جایگزینهای مدرنتری برای آن توسعه یافته است.