لغت نامه دهخدا
روزپیکر. [ پ َ ک َ ] ( ص مرکب ) روشن رأی. ( برهان قاطع )( انجمن آرا ) ( آنندراج ). راست و درست و بی غل وغش و صاف و پاک. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ):
ای روزپیکران بمه چارده شبه
ناخن چو ماه یک شبه ده ده برآورید.خاقانی.
روزپیکر. [ پ َ ک َ ] ( ص مرکب ) روشن رأی. ( برهان قاطع )( انجمن آرا ) ( آنندراج ). راست و درست و بی غل وغش و صاف و پاک. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ):
ای روزپیکران بمه چارده شبه
ناخن چو ماه یک شبه ده ده برآورید.خاقانی.
(پَ یا پِ کَ ) (ص مر. ) کنایه از: آدم درست و بی غل و غش.
( صفت ) آنکه راست و درست و بی غل و غش باشد.
کنایه از: آدم درست و بی غل و غش.